من از گذشته می می‌گويد

 

من از گذشته مي‌ترسم. شايد به نظر شما گذشته يك امر تمام شده و بي‌ضرر باشد كه در صورت فراموش كردن مي‌توان از شرش خلاص شد، ولي از نظر من نه. من از گذشته‌ي آدم‌ها مي‌ترسم. گذشته اختصاص دارد به كارهايي كه به طور حتم انجام شده است و در وقوع آن‌ها شكي نيست. مي‌توان گذشته را تحريف كرد يا اشتباه به گوش بقيه رساند، اما نمي‌توان تغييرش داد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در مقابل، آينده. هيچ‌كدام از اين احمق‌ها نمي‌توانند آينده را پيش‌بيني كنند. آينده خالي و پاك و صاف است. دست‌نخورده است. تميزترين چيزي است كه در اين دور و اطراف سراغ دارم.

حالا كه صحبت از گذشته و آينده شد، بگذاريد مرواريد حكمتي هم در مورد حال بگويم. حال براي من چيزي بي‌مزه و بي‌معني و سخت است. حال اصلن وجود ندارد و در عين حال مهم‌ترين زمان زندگي ماست. حال معماست.

 

 

/ 7 نظر / 32 بازدید
ميلاد

میدونی بعضی وقتا حس میکنم اینقد به گذشته گه زدم که اثراتش به آینده پرتاب شده و ریده به آیندهء سفید وپاک

آفتاب پرست

من اما ... هيچي. من انقد خودشيفته ام كه گذشته و حال و آينده‌م رو مي‌پرستم!

monday‌

به شدت موافقم.

ابوالفضل

امروز در آینده هضم می شود وگذشته در امروز.