خرج

 

 

بعضی چیزها را نمی‌شود سانسور کرد. جور دیگری هم نمی‌شود گفت. مثل پول خرج کردن می‌ماند. وقتی یارو از پشت صندوق می‌گوید پنج هزار و سیصد تومن، یا شانزده هزار تومن، باید صاف پنج هزار و سیصد بگذاری روی میز، یا همان شانزده هزار تومن. دوست داشتن هم اين‌طوری است. حالا بروید بگویید فلانی خشک است، برای من دوست داشتن همین‌طوری است. وقتی گفتی "دوست‌ت دارم"، بايد تمام زندگی‌ت را، بی کم و کاست بگذاری روی میز.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

خرج کردن، بله. آدم نمی‌تواند بگويد خسته است، يا حوصله ندارد، يا مادرش مريض است. بايد پول را بگذاری روی ميز و خلاص. راه ديگری ندارد.

 

 

/ 9 نظر / 2 بازدید
دوشنبه

خوب بعضی چيزا خيلی گرونن. يا بهتره بگم برای کسانی که اهلش نيستن گرون تموم ميشه. به خاطر همين گاهی خسته ن گاهی حوصله ندارن و... با اينکه تو دنيای من هر کی هر جوری هست خوبه اما از اين مدل زياد خوشم نمياد.

میلاد

مهم اینه که این قد پول داشته باشی که وقتی یارو گفت پنج و سیصد ۱۶ هزار تومن بذاری رو میزش و یارو کفش ببره میفهمی!؟

پونه بريراني

ببين خيلی باحالی...جدی می‌گم...همون طوری که تو جدی به يکی می‌گی دوستت دارم

Keep Talking

wow این رو یه آدم خیلی فهمیده نوشته.

میلاد

آره خو میدونی این اوولیشه بهتر میشه پ.ن آخر هم هیچ ربطی به داستان نداشت گفتم که یه وقت شبحه ایجاد نشه که میلاد آدم شده