زاويه ديد

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

م- الو

ف- بفرماييد.

م- سلام.

ف-سلام.

م- ببينيد، شايد همين الان نتونين همه چيز رو بفهمين، ولی نگران نباشين، هيچ چيز برای هميشه پنهون نمی‌مونه.

ف- بله، اين درسته.

م- به هر حال. اول بزاريد مطمئن بشيم که اشتباه نگرفتم. شما دو ماه هست که اومدين به اين خونه. تنها زندگی می‌کنيد، چهل و پنج سالتونه، يه پسر داريد که يک ساله نديدين‌ش، و شوهرتون رو توی يک تصادف اتوموبيل از دست دادين. درسته؟

ف- خب، کم و بيش درسته. خب؟

م- کم و بيش يعنی چی؟ يعنی همه‌ش درست نيست؟

ف- خب، می‌دونين، به زاويه ديد شما بستگی داره. شايد يه چيزی از نظر من اتفاق نيفتاده باشه، ولی از نظر شما چرا. يا اين که يک چيزی برای من دو سال طول کشيده باشه و برای شما دو ماه.

م- ای بابا. اين‌جوری که نمی‌شه. يعنی شما دو ساله اومدين به اين خونه؟

ف- من همچين حرفی زدم؟

م- پس چی؟

ف- ببينين، منظورم اينه که ممکنه از نظر شما، يا بقيه شوهر آدم سر يه تصادف مرده باشه، اما واسه خود آدم...

م- خب؟

ف- واسه من اون وقتی که خيانت کرد، مرد.

م- مگه شوهرتون به شما خيانت کرد؟

ف- تا خيانت رو چی بدونين.

م- ببينيد مثل اين که من اشتباه گرفتم، معذرت می‌خوام.

ف- نه، خواهش می‌کنم، درست گرفتين، البته اگه منظور شما از درست گرفتن رو درست فهميده باشم.

م- ببينيد خانم، يه اشتباهی پيش اومده.

ف- خب، شايد. ببينيد، شايد همين الان نتونين بفهمين که چه اتفاقی... ولی ماه، می‌دونين که هيچ‌وقت پشت ابر نمی‌مونه.

م- من هم حق دارم که اشتباه بکنم. خواهش می‌کنم ازتون.

ف- در ضمن شماره‌تون روی صفحه‌ی اين تلفن افتاده. من شما رو می‌شناسم، اشتباه نگرفتين آقا.

 

 

 

 

/ 0 نظر / 4 بازدید