پيچيدن توی خيابون

 

نمی‌دونم، شاید آدم نباید خوشحال باشه. شاید این حق رو نداشته باشه، چون بقیه خوشحال نیستن. چون تعداد آدم‌هایی که خوشحال نیستن بیش‌تره. شاید چون توی آفریقا آدم‌ها از گرسنگی می‌میرن، چون توی عراق جنگه، چون کره شمالی بمب اتم داره، آدم نباید خوشحال باشه.

شاید آدم نباید خوشحال باشه، چون باید بشینه به همه‌چی فکر کنه، همه‌ی جوانب رو بسنجه. سنجیدن همه‌ی جوانب، حتی توی یه مساله کوچولو، مثلن پیچیدن توی یه خیابون، آدم رو از پا در می‌آره، چه برسه به این که آدم بخواد توی زندگی همه‌ی جوانب رو در نظر بگیره.

شاید آدم نباید خوشحال باشه، چون دلیلی برای خوشحال بودن نیست. وقتی آدم حتی کار نداره، وقتی هیچی پول نداره، وقتی هیچی ِ زندگی‌ش، هیچی ِ آینده‌ش معلوم نیست، چرا باید خوشحال باشه؟

من خوشحال نیستم. شاید یه زمونی بوده‌م، ولی الان یادم نمی‌آد کی بود. یادم نمی‌آد آخرین باری که خوشحال بوده‌م کی بوده.

خب این جور چیزها درد هم داره دیگه. نمی‌شه که تا ابد از زیرش در رفت. وقتی نمی‌شه تا ابد از زیرش در رفت، بهتره که هیچ‌وقت از زیرش در نرفت. هیچ‌وقت که نه. وقتی که اوضاع مناسبه برای رفتن زیر بار اون جریان، خب آدم باید بره.

این پاراگراف بالا را با خودم نبودم. می‌تونستم تا همیشه هم از زیرش در برم. ولی حالا دوست دارم مثل خر برم زیرش. دوست دارم، به کسی هم مربوط نیست. برای شما گفتم. شما که هميشه شعار می‌ديد.

شاید آدم تا آخر زندگی‌ش دیگه وقت نکنه خوشحال باشه.

 

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
طن طن

واقعن اين فک کردن به همه ی جوانب آدمو داغون می کنه ديگه هيچی از آدم باقی نمی ذاره...

Le Petit Ali

شايدم آدم بتونه خوشحال باشه ! فقط کافيه به داشته ها فک کرد به جای نداشته ها ! داشته ها شامل اشخاص و اشيا و اتسترا !

ابوالفضل

لیک چون این دم در گذر است پس اگر می خندم خنده ام بیهودست و اگر می گریم گریه ام بی ثمر است. یا یه چیزی تو همون مایه ها که تو گفتی. خدا کام پی یو تر منو هم شفا بده.

گل پر

چه تلخه ٬‌وقتی آدم به اين نتيجه ميرسه که بخنده چون ممکنه ديگه فرصتی پيش نياد

خط

خاک بر سر مای خاک بر سر که گریه و غم و غصه مون از سر خالی نبودن عریضه و خنده مون از سر شايد و .. مسکه اين گل پر هم منظورش با ن يکيه!