برای‌م ممکن نيست آن باشم

 

 

مقدمه

خورشید از پشت آپارتمان‌ها بالا می‌آید.

 

۱

امروز نمی‌خواهم جوان باشم. جواب: آدم بعضی‌وقت‌ها نمی‌خواهد آن چیزی باشد که واقعن هست.

امروز نمی‌خواهم جوان باشم. امروز هوا خیلی گرم است و گل‌ها زود پژمرده می‌شوند و برای‌م ممکن نیست جوان باشم. همچنین، ممکن نیست عاقل باشم.

 

 

/ 8 نظر / 9 بازدید

اگه نمیخوای که باشی بدون که کلا نیستی نه اینکه بخوای

درهم

ببین این چیزی که الان دارم میگم در مورد این پستت نیت بلکه راجع ب اون کامنتیه که برام گذاشتی (به دلایل سیاسی) نمیدونم چه قد شاید اندازهء همه چیز شاید اندازه این که من اندازه یه پست کامنت بذارم. میدونستم سیاست شک داشتم تو گفتن یا نگفتنش نه بلکه تو چه جور گفتنش میدونی بهت اطمینان میدم که چیز هایی که نباید گفته میشد گفته نشد شاید بهتر از اونی که فکر کنی به قول خارجی ها براوو براوو منو نهت تاثیر قرار دادی یک سیاست مدار حرفه ای . .. ...شاید در مورد ابهاماتی که داری یه پست گذاشتم

آفتاب‌پرست

بعضی وقتا برای آدم يه چيزايی ممکن نيست. مثلن برای من خيلی وقتا پيش اومده که دوس نداشتم آدم باشم.

دوشنبه

پس اين چرا ۲ نداره؟ مرسی به خاطر تبريک.

دوشنبه

آهان .خودم فهميدم چرا نداره. من هميشه عجولم

درهم

نميذارم.نوچ ميشه ۱۰ هزار تومن ولی نه منم شوخی کردم

درهم

ميدونی من هميشه با خودم فکر ميکنم. خدا نکنه که يک ذهنيت غلط من خيلی نا آگاهانه توسط يکی تقوييت ش اينم جريانش همين بود مشکل از منه که زياد فکر ميکنم

درهم

حالا خلاصه شايد ۵ سال ديگه بهت گفتم