آبلوموف

 

 

من آبلوموف هستم. من يک ايده‌آليست هستم. به وبلاگ آبلوموف، ايده‌آليست ِ خسته خوش آمديد. بفرمایید دوستان، همان پایین‌ها یک جایی برای خودتان دست و پا کنید. لطفن همه پای‌تان را دراز کنید. بله، عدالت. عدالت، عدالت، عدالت. خواهش می‌کنم بفرماييد. شور نديد، خيلی ممنون، بفرماييد.

.
.
.

- شما چرا دست‌تون رو بالا نياورديد خانم؟

- دست‌م درد می‌کنه.

- خواهش می‌کنم. اشکالی نداره. آزادی بيان. آزادی، آزادی، آزادی. ما برای آزادی اين‌جا جمع شديم. اين خانم که دست‌ش رو بلند نکرده هم جزو ماست، چون يک آدم آزاده. چون خواسته عقيده‌ش رو داد بزنه. کاری هم نداره که بقيه چی کار می‌کنن. به افتخار اين خانم... هوهوهو، هو. هوهوهو، هو.

 

و خيلی چيزهای ديگر هم هستم که امروز نمی‌دانم. ديروز هم نمی‌دانستم، شايد فردا. ولی سهم زيادی از اين دنيا نمی‌خواهم. اين يکی هيچ‌رقمه توی کت‌م نمی‌رود. من فقط چند تا کامل می‌خواهم. باقی برای باقی. چند تا چيز کامل. مثل يک دست ورق کامل. يا يک بسته بازی منچ کامل، در صورت امکان با چند تا مهره اضافه از هر رنگ. يا يک گلدان کامل. گياهی که رشد کند. گياهی که فقط رشد نکند. گلدانی که قيافه نگيرد. گیاهی که از کنارش چند تا بته‌ی جديد هم بيرون بزند و رشد کند. اگر روزی آن بته‌ها بزرگ‌تر شدند از گياه اول، حسودی و زیر آب زنی در کار نباشد. گیاهی که اگر چند روز یادم رفت آب‌ش بدهم، خشک نشود.

 

 

 

/ 35 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپینود

بدبختی این‌جاست که فکر می‌کنم این کاملن جدیه. و نه من و نه صبا نمی‌خوایم. چرا این کار رو می‌کنی؟ گاهی اومدن و دو خط نوشتن برای تو نمی‌دونم ولی برای من ضامن ادامه‌ی دوستی‌مونه. می‌ترسم فراموش بشیم...

مثلن یه نفر

۲///می دانی نازنین مهدی جان ، ما ملتی نظاره گر هستيم ... يادمان می رود که < هستی > فقط در تفسيرهای فردی ما معنی پیدا می کند چه برسد به بقيه ی چيزها .. می خواهم از نظاره گری به < هست> بخشی به < بود > برسند ... به هر روی از شما سپاس گزارم .. بی شک دوستان خوبی برای هم خواهیم بود .

مثلن یه نفر

۱// هر چند که با کلمه ی تعطيل رو به رو شده ام اما صدای نفس هایی را می شنوم .. . بی شک استراحتی کوتاه مدت را در پیش داری نظر در باره ی وب لاگ ات را موکول به خواندن وب لاگ ات می کنم ...

محمد رضا زمانی

چطوری تئو

محمد رضا زمانی

مهدی داشتم به این فکر می کردم که تو بعدا می تونی عنوان کنی که هم عصر من بودی و خاطره هایی رو از وجود مبارک و این قلم م نقل کنی. حال می کنی ها

سيمين روزگرد

چه عکس زشت و چندش آوری!!من دوست نداشتم تو وبلاگ يوتو هرگز عکس ببينم! چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اميدوارم کوتاه مدت باشد.........

عيسی

چه ات شده ؟ ديروز انگار آمده بودی وبلاگ ام ... ممنون از کار خلاص شدم اما حوصله ی وبلاگ نويسی نيست من آدم مشکل دار بايد بروم روان پزشک وبلاگ نويسی درمان خوبی نيست .

کتايون

حالا چرا تعطيل؟ ... کی باز ميشه اين مغازه

سيمين روزگرد

اين آقا مهدی چه کرد... کی باورش می شه اين وبلاگ اين قدر نفوذ داشته باشه که با تعطيليش کل پرشين بلاگ تعطيل شده؟؟؟!!!! جالبه!!!

يه احساس تازه

همون دفتر و دستک onisoff.persianblog.ir رو برداشتم و بردم به yeehsasetaze.blogfa.com بیایی اون جا سر بزنی خوش حال ام کردی