کم نمی‌آوريم رفيق، عمرن

 

 

لئو هفت‌تیر دارد. خودش نشان‌م داد. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

- می‌خوای بانک بزنی؟

لئو بیش‌تر وقت‌ها دوست ندارد به سوال‌هایی که جواب‌شان معلوم است جواب بدهد. هفت‌تیر را داد که بگیرم توی دست‌م و ببینم چه حسی دارد. شش تا گلوله هم دارد. ولی تا به حال آن‌ها را توی هفت‌تیر نگذاشته است. هفت‌تیر خوش‌دست‌ترین وسیله‌ی دنیاست. حتی از فرمان و دنده‌ی ماشین هم خوش‌دست‌تر است.

- شاید یه روز لازم بشه. شاید هم نه. کسی چه می‌دونه.

به « شاید یه روز لازم بشه » زیاد فکر می‌کنم.

 

 

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
يلدا

و من به شايد هم نه...فکر می کنم خيلی وقت ها...

آفتاب پرست

فکر می‌کنم: کم آوردن؟ از کی؟ کجا؟ بعد این میاد تو کله‌م: لئو بیش‌تر وقت‌ها دوست ندارد به سوال‌هایی که جواب‌شان معلوم است جواب بدهد... بعد به هيچی فکر می‌کنم. به شايد.

کتایون

توی سر منهم کسی پرونده های قديمی رازير و رو کرده و اين يک خط را بيرون آورده که :‌« چو دانی و پرسی سوالت خطاست» اما اين يکی شايد يه روز لازم بشه رو که خوب بهش فکر کنم يه مقدار ترسناک ميشه. کاش لازم نمی شد.

ابوالفضل

دادش با ما بر بچ پایین زیرسیکل صوبت کن.کرتیم.به مولی...