قابيل، هابيل و ديوارها

قابيل هابيل را می کشد
ديوارها مرا احاطه کرده اند...

قابیل هابیل را بغل می کند، می بوسد
دیوارها به دنیا می آورند پنجره
قابیل پشتش چاقویی پنهان کرده
پنجره ها را امتحان می کنم، همه بسته اند، بسته...

قابیل پول می دهد به او
پنجره ها باز می شوند
قابیل عکس می دهد به او، عکس هابیل را
از پنجره بیرون را می نگرم، درخت، گل، چمن
او هابیل را می کشد
پشت پنجره دیوارهایی است
که روی آنها نقاشی شده است،
درخت، گل، چمن.

/ 10 نظر / 3 بازدید
sara

...آدميت مرده بود گر چه آدم زنده بود....

minimalist

مهم اين است که با بيل کشته يا نه ..

مهرانا

يه روزی ميرسه مهدی مهرانا رو ميکشه . دنيا همينه برادر . درضمن درسته نظر نميدم ولی ميخونم و سر ميزنم . دارم به آزادی نزديک ميشم يه کمش مونده

mehrnoosh

و انسان پليس ۱۱۰ را آفريد !!!

helia

و اين تکرار تاريخ است

سپهر

سلام پسر. اين خيلی قشنگ بود. قابيل پول می دهد. يه جور آن دو کرده بودی. قبلش هم زمينه رو درست کرده بودی. قشنگ بود. آدم که راست کرد/ من قابيل سر خورده بودم که خودم را.../ تاکيد می کنم خودم را/ کشتم. حرفه یی ها را هنوز نخوانده ام. و قربان ات.

ليلا

:))) منو ببخش ... ياده اون جک افتادم که به همشهريه ميگن با بيل يه چيزی بگو ميگه قابيل ! ميکن نه با ۲ تا بيل داشته باشه ميگه قابیل هابيل را کشت ميکن نه بابا ۳ تا بيل داشته باشه ميگه قابيل با بيل هابيل را کشت ميگن اه اصلا ۶ تا بيل داشته باشه ميکن والا نميدونم هابيل با بيل قابيل رو کشت يا قابيل با بيل هابيا رو کشت ... منو ببخش تقصير خودته چيکار کنم از همون جمله اول ياده اين جک افتادم :)))

صبا

يه کم خيلی خيلی زيادی سوء تفاهم شده. بايد يه کم منو بشناسی و بيشتر نوشته رو بخونی.

hamid

قشنگ بود خوشم اومد.