جمله‌ی اول

محمد رضا کلبه‌خرابه‌اش را برده به سوءهاضمه.)



می‌دانی محمدرضا، شاید من و تو در مورد یک سری چیزها نقطه‌ی مقابل هم باشیم، ولی در مورد چیزهای دیگر شبیه هم هستیم.


اگر از حال من پرسیده باشی، این روزها در کار کشف کردن هستم. الان بیشتر توضیح می‌دهم. مکانیزم‌هایی درون فکر، روح یا هرجایی که شما می‌گویید ِ انسان‌ها وجود دارد که باعث می‌شود این کار را انجام بدهند و آن‌یکی را نه. آدم متوجه وجود آن مکانیزم‌ها نمی‌شود، ولی به هر حال آن‌کار را انجام نمی‌دهد و این‌کار را انجام می‌دهد. دارم سعی می‌کنم آن‌ها را کشف کنم. بتوانم برای دیگران توضیح‌ش بدهم. دیگران، تو.


ولی فکر می‌کنم شبیه هم هستیم. همین که می‌گویی ما تا توی تخم چشم‌مان آب است، همین که می‌گویی شخصیت داستان‌ت هیچ حال‌ش خوب نیست، همان ماهی‌های روی پشت‌بام... اصلن همان شخصیت که حال‌ش خوب نیست و تو هم نمی‌توانی توضیح بیشتری بدهی. من هم نمی‌توانم. یک نفر حال‌ش بد است و ما هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم. حتی نمی‌توانیم جوری حال‌ش را شرح بدهیم که قشنگ باشد، یا همه بفهمند، یا فکر کنند که فهمیده‌اند یا... و نمی‌خواهیم جوری بنویسیم‌ش که کسی بتواند بگوید تکراری است، بتواند بگوید فیلم‌هندی است. نمی‌خواهیم جوری بنویسیم‌ش که کسی برای‌ش دل بسوزاند. می‌خواهیم؟


ببینید مردم، یک نفر حال‌ش بد است. مریض نیست، جایی‌ش درد نمی‌کند، فقیر نیست، ولی حال‌ش بد است. یعنی واقعن حال‌ش خراب است. کافی است شما به او بگویید بالای چشم‌ش ابروست. همین کافی است.


نمی‌دانم محمدرضا. چیزی توانستم اضافه کنم به آن جمله‌ی اول؟





/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد رضا زمانی

جاییش درد نمی کند//. ببخشید که داستان لایه ی زیرین ندارد. نویسنده شخصیت پردازی بلد نیست. ولی او حالش بد است

سارا

ازدواج می کنن .. البته بستگی به معنی ايستايی هم داره يه خورده .

ميلاد

آره خب کلبه خرابَ رو ميخوندم خوب بود زخم معده رو هم ميخونيم

آبنوس

اممم... پس مافيا بازی اينه که محمدرضا نوشته؟

آبنوس

من اصلا نمی دونم کجا يک چيزی توی همين مايه ها خوندم که... فکر می کنم از سالينجر بود توی پيشگفتار سيمور، که نويسنده حالش خراب استُ‌دوستانش م يآيند هی می ژرسند خب تو چت شده؟ کجات درد می کنه؟ و نويسنده نمی داند دستش را بگذارد کجا بگويد اينجا، دست آخر اينکه می گويد خوبم ، و در را پشت سر همه می بندد.

مرجون

ممم...باز شد. معلوم نيست ادامه ام پیدا می کنه يا نه. راجع به قالب هيچی نمی دونم.

سعيد

به خيابانها يا به سلامها‌؟

bacchus

من هم یکی را می شناسم که حالش خراب است اما جایی اش درد نمی کند.....!