خيابان

  

به پارک‌ها رغبتی ندارم. بچه‌ی همین خیابان‌های کثیف هستم.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

کثیفی خیابان‌ها بی‌ریا است، حداقل. دود و بوق ماشین‌های چسبیده تنگ هم، گداها، آدم‌های افلیج که عضو ناقص‌شان را به نمایش گذاشته‌اند، فروشنده‌های دوره‌گرد، ژنده‌پوش‌ها، معتادها، دیوانه‌ها، کولی‌ها، فاحشه‌ها، دختر دبیرستانی‌ها که ادای فاحشه‌ها را در می‌آورند، ناشیانه، پااندازها، عضله‌ها، مادرهایی که ادای دختر دبیرستانی‌ها را در می‌آورند، پاسبان‌های رشوه‌بگیر، مغازه‌دارهای کلاه‌بردار که بیرون مغازه‌شان به شکار مشتری ایستاده‌اند، گرگ‌وار، عکس-پاسور-نواری‌ها و باقی کثافت‌هایی که همه‌شان رو هستند، دیده می‌شوند و ابایی ندارند. 

ولی پارک‌ها. پارک‌ها که درخت دارند و پرنده و تاب و سرسره. پارک‌ها که قرار است جای بچه‌ها باشند، و خانواده‌ها و دوچرخه‌سوارها. آن‌جا هم کثافت هست. هم‌جنس‌بازها و فروشندگان مواد مخدر و عشاق دریده‌ی در حسرت مکان، و خیلی‌های دیگر.

شاید من خیلی اصول‌گرا هستم. شاید ایده‌آلیست‌ باشم، نمی‌دانم. اما پارک انگار که نباید جای آن‌ها باشد. 

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
آرین دینازاد

پارک..خيابان..ای آدم ها که در ساحل نشستيد يک نفر در آب دارد می سژارد جان...

سيمين روزگرد

سلام... دقيقا من هم به همين دلايل اصلا از رفتن به پارک خوشم نمی ياد و عاشق خيابونم به خاطر عيانی همه چيز که خود شما بهتر بيانش کردی... راستی ایده‌آلیست مگه بده که شما بودنش رو کتمان می کنی؟؟؟؟!

ميترا

نه ... حق با توست... نبايد باشد...

لئون

اين يک متن اجتماعی بود يا نيهيليستی؟فکر کنم همه ما جزء همین کثافتها باشيم!روی رو!

شهرزاد

من کثيفی دوست دارَم - بعضی وَقتا دلچسب تره - من شبا توی ِ پارکی می شينم که هيچ کدوم ازينارو ندار ه مهدی - پارک ِ خيلی تنهاست-