در رثای دست‌ها

 

بله، دست‌های‌م. نه مثل کشورم، یا شهرم، که مال من هستند و مال یک عالم آدم دیگر هم. نه مثل اتاق‌م که مال من است، ولی هرکس هروقت بخواهد می‌تواند بیاید داخل‌ش. نه مثل دوست‌م، که دوست من هست، اما هروقت بخواهد به چیزی که دل‌ش می‌خواهد فکر می‌کند و هر وقت دوست داشته باشد خمیازه می‌کشد. دست‌های‌م مال من هستند، فقط مال من هستند، و حرف‌های‌م را گوش می‌کنند، و هیچ‌وقت جایی نمی‌روند.

 

 

/ 9 نظر / 10 بازدید
L'petit ALI

دستهايت را در باغچه بکار...سبز خواهند شد...

هداک

فقط .

Keep Talking

خيلی غمناک بود که. راست می گه سپينود،‌آدم نگران می شه.

ميلاد

ولی من اصولن با دستام زياد حال نميکنم اگه ميخوای مال تو

کتایون

من این تکه شو دوست داشتم که گفتی ولی هرکس هروقت بخواهد می‌تواند ...اين پذيرا بودن بی دريغش را دوست داشتم

يه کوچک

من مطمئن نیستم...شايد يک روز فقط حرفهای منو گوش نکننن يا حتی حرفهای خودشونو بزنن.