عشق، خيانت، مرگ

عالي تر از اين نمي شود…
شمع تاريكي را روشن مي كند،
قلم مي نويسد.

خيال كن مرده ام،
يا
از اين همه پاييز جان در برده ام
نگو كه فرقي هم مي كند برايت
تازه… پايان تلخ داستان را نخوانده ام…

مي روي…
روزي... تنها و پير
گناه هايت را هم به پاي من نخواهند نوشت... نخواهند نوشت.

  
نویسنده : مهدی الف ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز ٢٥ امرداد ۱۳۸۳
تگ ها :