اتوبان

اتوبان، ماشينهايی که با سرعت از جلوم رد می شن...
دلم گرفته، دلم بدجوری گرفته...
ماشینها دور می شن، وقتی خیلی دور می شن دیگه دیده نمی شن... گم می شن تو سیاهی.
دلم برای یک نفر تنگ شده که می دونم دل اون هیچوقت برای من تنگ نمی شه.
دلم برای یک نفر تنگ شده که شايد دل اونم برای من تنگ بشه.
مگه فرقی هم می کنه؟

ماشينها با سرعت از جلوی من رد می شن و توی سياهی شب گم می شن... 
تو مطمئنی اون کسی که دل من براش تنگ شده توی يکی از همين ماشينها نيست؟

  
نویسنده : مهدی الف ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳۸۳
تگ ها :