خدا و ظالم

(با عرض معذرت از محضر خداوند بزگ و مهربان.)

خدا گفت: ظالم! مظلوم ترا بخشيده است ولي من ترا نمي بخشم، مگر اينكه پيدا كني يك كار خوبي را كه انجام داده اي.
ظالم فورا" گفت: نماز خوانده ام.
خدا گفت: نمازهايت به درد خودت مي خورد.
ظالم گفت: روزه گرفته ام، نذري داده ام، به چند نفر پول داده ام.
خدا گفت: هيچكدام از كارهايت خالص نبوده است. برو فكر كن.
ظالم فكر كرد و فكر كرد. يك روز؟ دو روز؟ دو ماه؟ سه سال؟ فقط خدا مي داند.
خدا گفت: ديگر فرصت نداري، بگو.
ظالم گفت: .... خدايا... خدايا من دعا كرده ام. وقتي دخترم بيمار بود به درگاهت دعا كرده ام.
خدا گفت: درست است، تنها كار خالصت همين بود.
و خدا پاك و منزه است و بخشاينده.

  
نویسنده : مهدی الف ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸۱
تگ ها :